دوشنبه ۸ مهر … زندگی

دوشنبه ۸ مهر … زندگی نکبت زده میشه وقتی که شماره موبایل کسی رو که از ته قلب دوستش داری بنا به دلایل امنیتی مجبوری از رو موبایلت پاک کنی و همیشه چشمت به صفحه موبایل باشه که بهت زنگ بزنه … هرچند که میدونی اینقدر بزرگه که هفته ای لااقل یکبار بهت زنگ می زنه … وای این (موبایل خاموش من ) که حالا بدون موبایل شده اگر اینقدر بزرگوار نبود من چیکار می کردم … از پسر بودن خودتت حالت بهم می خوره وقتی می بینیم همجنسات دارن غیرهمنجساتو استثمار می کننن … لعنت به این قانون مردسالار و به این شیوه مردسالارانه … خلاصه گاهی زندگی میره تو غبار … تا روزای روشن باید صبرکرد …

هنوزم یکشنبه ۷ مهره …

هنوزم یکشنبه ۷ مهره … یکی دو تا چیز یادم رفت بگم … اولیش این بود که بنا به گفته علی پهلوان (آرین رو که می شناسید ) ظاهراً بازم کنسرت اصفهان به هم خورده و خلاصه همون جریان بزن و می کشیمت و یک نخود تی ان تی … دومیش اینکه تا حالا شده حالتون بهم بخوره از اینکه یکی خیلی میفهمه … نه اشتباه نکنید من مخالف زیاد دونستن نیستم … مخالف دم به دم به رخ کشیدن و با تکبر حرف زدنم … گاهی عجیب حالم از بعضی نوشته ها بهم می خوره ( همونطور که ممکنه حال شما از من بهم بخوره ) … بعدشم یکجورائی حس می کنم اینطرفا شده عین کوه …آخه یک چیزی که می پیچه هی اکو میشه تو این بلاگ و اون سایت و …

یکشنبه ۷ مهر … خدایا

یکشنبه ۷ مهر … خدایا هنوز از مرخصی نیومدی ؟ … دقایقی تو زندگیت هستن که دلت برای کسی اونقدر تنگ میشه که میخوای اونواز رویات بیرون بکشی و تو دنیای واقعی بغلش کنی … آقا ما که نفهمیدیم … اما میگن اول کتاب نوشته میشه بعد خلاصه میشه بعد ازش یک جمله درمیاد … بعد برای توضیح همون جمله یک کتاب نوشته می شه …

شمبه ۶ مهر … میترا

شمبه ۶ مهر … میترا خانوم از شیراز توجه فرمایند … شاید خدا خواسته است که ابتدا بسیاری افراد نامناسب را بشناسی ئ سپس شخص مناسب را .به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر می توانی شکرگزار باشی … اینم بزار کنار یک میلیارد جمله نصیحت آمیز و نمیدونم چی چی … اصولاً ما جملات قصار زیاد بلدیم واسه اینجور مواقعه … ا آقا جون ما هزار بار گفتیم بازم میگیم دم همه اونائی که میان اینجا رو می خونن گرم … راستیاتش اوائل هی میدویدیم و هول می زدیم که یکجورائی سری تو سرا در بیاریم … بعد دیدیم ای دل غافل اینجا که مثل همه جاهای دیگس … رفیق و رفیق بازی و این حرفها و … بیخیال شدیم … بعد الان حدوداً روزی ۱۵ نفر میان اینجا رو میخونن که ۷ یا ۸ تاشون رو می شناسم بقیه رو نه … اما مرسی ازشون … همینام واسه ما کافین … تو این جامعه اگر یک نفر هم صدای ما رو بشنوه کافیه … چه برسی به اینکه ۱۵ نفر بشنون … ممنون همتون …

« صفحه قبل Next Page » Next Page »